قلب مامان سارا جونمقلب مامان سارا جونم، تا این لحظه: 21 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره
وبلاگم وبلاگم ، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

خاطره های دختر نازم

امروز صبح

سلام من امروز غایبم غایب باشی چه حالی میده . امروز پرستار پارسا که بیدار شد گفت من مهمون دارم هروقت بیدار شد بهم زنگ بزن. بعد از ده دقیقه پارسا چشماش باز کرد و من و پارسا توی خونه یک ربع تنها بودیم. بعد از یک ربع به پرستارش زنگ زدم گفت الان میام با خودم گفتم حالا که نیومده یک چندتا عک بندازیم و من تونستم دوتا عکس بندازم . اینهم دوتا عکس این موقع دوربین و به یک شکل است که خودش عکس می ندازه.این منوپارسا           ...
11 دی 1392

قلک

سلام دوستان من دیشب قلکم رو شکستم  و کلی توش پول ریخته بودم. رفتم توی اتاقم چشمم به قلکم افتاد دیدم که دیگه یکمش مونده تاکامل بشه بخاطر همین به مامانم گفتم قلکم رو بشکنیم. من و پارسا و بابام نشستیم ومامانم با چاقو قلم رو شکست وارزتوش کلی پول بیرون اومد . البته بیشتر سکه بود ولی پول های کاغذیشم اگر یکم دیگه توش پول  میر ختم پول های سکه وپول های کاغذی مساوی می شدن و فردا صبحش مامانم پول هام و بردو ریخت توی حسابم و دیگه دزد هم پیداش نمیکنه. اون شب خیلی شب خوبی بود. البته پارسا یکمش رو انداخته ایور و اون ور این هم عکس ...
10 دی 1392

شب یلدا

سلام عزیزان شب یلدا بزرگترین شب سال است یعنی فقط چند دقیقه جلوتره. شب یلدا ه من خیلی خیلی خوش گذشت ما شاممون رو خوردیم و هندانه, انگور, اجیل, بردیم خانه ی مادر بزرگم و دور هم خوردیم به من که خیلی خوش گذشت جاتون خالی بود ساعت ده و نیم شبم گرفتم خوابیدم فرداشم خیلی خوش حال و شاد به مدرسه رفتم و معلممون گفته بود که براشب یلدا گزارش بنویسید ومن هم نوشت ام به خانوممون نشون دادم و گفت عالی. یک شعرهم پایینش نوشتم ببینید قشنگه؟: شب یلدا قدم ارام براداشت کمی هم احترام ما نگه داشت تو می بینی ربابم غصه دار است بنی هاشم هنوزم داق دار ست صدای العتش در گوش مانده بدن ها بی کفند هر گوشه مانده شب یلدا توهم چله نشین باش سیاه پ...
4 دی 1392
1